دوستان من این مطلب رو که در مورد حضرت مهدی (ع) است از فیس برداشت کردم به نظرم خودم که مطلب مفید وبا ارزشیه. برای اولین بار بود که چنین مطلبی میخوندم امیدوارم برای شما هم مفید باشه.
پیشاپیش عید سعید فطر رو به همگی مسلمانان جهان تبریک میگم بخصوص شما وبلاگنویسای عزیز و دوست داشتنی و برای شما عید خوب و خوشی رو در کنار خانواده محترمتان آرزو میکنم.
در آخرالزمان مردي از اهل بيت پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- ظاهر ميشود و باعث تقويت دين ميگردد اوهفت سال حکومت رابدست ميگيرد و زمين را به جاي ظلم و ستم پر از عدل و داد ميکند در اين مدت مردم به نعمتهاي بيسابقه ميرسند. زمين سرسبز و... پربرکت و نزولات آسماني فراوان ميگردند. و مال و نعمت فراواني در اختيار مردم قرار ميگيرد.
ابن کثير ميگويد: «در زمان او ميوهها و محصولات زراعتي زياد ميشوند. و همچنين مال وافر، سلطان قاهر، دين استوار، دشمن ذليل و خير و برکت در ايام او مداوم ميگردد» .
- اسم و صفات او
اين مرد اسم خود و پدرش مانند پيامبر خدا و پدر گراميشان است پس او احمد يا محمد بن عبدالله و از نوادگان فاطمه و از فرزندان حسن بن علي خواهد بود.
در اين زمينه ابن کثير ميگويد: او محمد بن عبدالله علوي، فاطمي و حسني -رضي الله عنه- است.
و دربارة صفت چهره او گفتهاند داراي پيشاني عريض بيني کشيده و محدب است.
- مکان خروج او
مهدي از طرف مشرق ظهور خواهد کرد. در حديثي از ثوبان آمده است پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود:
«يقتل عند کنـزکم ثلاثة کلهم ابن خليفة، ثم لا يصير إلى واحد منهم ثم تطلع رايات السود من قبل المشرق فيقتلونکم قتلاً لم يقتله قوم.... (ثم ذکر شيئاً لا أحفظه فقال:) فإذا رأيتموه فبايعوه ولو حبواً على الثلج فإنه خليفة الله المهدي».
«در کنار کنزتان سه (نفر) با هم قتال ميکنند که همه پسر خليفه هستند و کنز به هيچکدام از آنان نميرسد سپس دستهاي با پرچمهاي سياه از طرف مشرق ميآيند و با شما جنگي شديد ميکنند (سپس چيزي گفت که آن را بياد ندارم و بعد گفت:) وقتي آنان را ديديد با آنان بيعت کنيد. اگرچه با دست و پا از روي برف بگذريد همانا او خليفه الله مهدي است .
ابن کثير ميگويد: منظور از کنز (مذکور در حديث) کنز کعبه است که در آخرالزمان سه نفر از اولاد خلفا بر سر آن قتال ميکنند و بعد از آنان مهدي ظاهر ميشود و او از طرف شرق ظهور ميکند نه از شهر سامرا همانطور که روافض گمان ميبرند اکنون او در آنجا است و انتظار ظهورش را (در آخر الزمان) ميکشند اين نظريه نوعي هذيان و عقيدهاي باطل و شيطاني است زيرا دليلي از قرآن و سنت و يا برهاني عقلي دال بر آن وجود ندارد.
ابن کثير اضافه ميکند او از طرف مردم بلاد شرق نصرت داده ميشود يعني سلطانش را پايدار و ارکان قدرتش را استوار ميسازند و پرچم آنها مشکي مطرز است زيرا پرچم پيامبر خدا مشکي و به نام عقاب بود. خلاصه اينکه مهدي فردي ممدوح و پسنديده و وعده داده شده در آخرالزمان در بلاد شرق ظهور خواهد کرد و طبق مفهوم برخي احاديث در کنار کعبه با او بيعت ميشود» .
- دليلهايي از سنت بر ظهور مهدي
احاديث صحيحي دال بر ظهور مهدي وارد شدهاند. برخي از آنها صراحتاً نام مهدي را ميبرند. وبرخي ديگر تنها اوصاف او را ذکر ميکنند .
در حد کفايت تعدادي از اين احاديث را به عنوان دليل ظهور او در آخرالزمان نقل ميکنيم.
1- از ابوسعيد خدري روايت شده است پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمودند:
«يخرج في آخر أمتي المهدي، يسقيه الله الغيث وتخرج الأرض نباتها ويعطي المال صحاحاً وتکثر الماشية، وتعظم الأمة، يعيش سبعاً أو ثمانياً» (يعني: حججاً) .
«در پايان عمر امتم مهدي ظهور ميکند، خدا به او باران فراوان و زمين حاصلخيز ميبخشد. ثروت زياد ميشود. حيوانات اهلي افزايش مييابند و امت اسلامي بزرگ ميگردد. او هفت يا هشت سال بعد از ظهور زندگي ميکند».
2- ابوسعيد خدري ميگويد پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمودند:
«أبشرکم بالمهدي يبعث على اختلاف من الناس و زلازل، فيملأ الأرض قسطا وعدلا کما ملئت جوراً و ظلماً يرضي عنه ساکن السماء وساکن الأرض يقسم المال صحاحاً».
«شما را به مهدي مژده ميدهم در زماني که مردم با هم اختلاف دارند و زلزلههاي زيادي روي ميدهد مهدي مبعوث ميشود. او زمين را به جاي ظلم و ستم پر ازعدل و داد ميکند. ساکنان آسمان و زمين از (عملکرد) او راضي هستند و اموال را بطور درست وعادلانه بين مردم تقسيم ميکند» مردي گفت معني صحاحاً چيست؟ پيامبر فرمودند: «تقسيم عادلانه» در ادامه ميفرمايد: «خداوند غني و بينيازي را در جامعه پديد ميآورد و عدل و مساوات او همه را در برميگيرد. تا جايي که ندادهنده ندا ميدهد چه کسي نياز مالي دارد جز يک نفر هيچ کس جواب نميدهد. او ميگويد به طرف انباردار برو و به او بگو مهدي به تو دستور داده است به من مال عطا کني.
انباردار به او ميگويد: هرچه مال ميخواهي بردار وقتي مال را برداشت و به منزل برد با خود ميگويد من حريصترين و آزمندترين فرد امت محمد -صلى الله عليه وسلم- بودم. آيا فضل و احسان آنان مرا کفايت نکرد.
راوي ميگويد: مال را بر ميدارد وبه جاي خود بازميگرداند اما آنرا از او دريافت نميکنند و ميگويند ما چيزي را بخشيديم دوباره پس نميگيريم. ابن روند 7، 8 و يا 9 سال ادامه دارد و بعد حيات رو به سختي و تلخي ميرود يا خير وخوشي از زندگي قطع ميگردد» .
اين روايت دلالت ميکند بر اينکه بعد از مهدي شر و فتنه بزرگي رخ ميدهد.
3- از علي -رضي الله عنه- روايت شده است گفت: پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمودند: «المهدي منا أهل البيت يصلحه الله في ليلة» .
«مهدي از اهل بيت است خداوند او را در يک شب اصلاح ميکند». ابن کثير ميگويد: يعني: توبه او را ميپذيرد، توفيق و رشدش ميدهد وبه او الهام ميکند .
4- ابوسعيد خدري ميگويد پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمودند:
«المهدي مني أجلى الجبهة، أقنى الأنف، يملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً وجوراً، يملک سبع سنين» .
«مهدي از من است. او داراي پيشاني وسيع و بيني باريک محدب شکل است به جاي ظلما و ستم زمين را پر از عدل و داد ميکند و هفت سال حکومت رابه دست ميگيرد».
5- ام سلمه -رضي الله عنها- ميگويد: «از پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- شنيدم فرمودند: «المهدي من عترتي، من ولد فاطمة» .
«مهدي از اهل من واز اولاد فاطمه است».
6- جابر -رضي الله عنه- ميگويد: پيامبر خدا فرمودند: «ينـزل عيسى بن مريم فيقول أميرهم المهدي: تعال صل بنا فيقول: لا، إن بعضهم أمير بعض تکرمة الله لهذه الأمّه» .
«حضرت عيسى بن مريم نازل ميشود. امير مسلمانان مهدي ميگويد بيا براي ما نماز بخوان او ميگويد: خير به خاطر احترام خداوند به اين امت بايد اميرشان از خودشان باشد».
7- ابوسعيد خدري ميگويد پيامبر خدا فرمودند:
«من الذي يصلي عيسى بن مريم خلفه» .
«کسي که نماز ميخواند و عيسى پسر مريم به او اقتدا ميکند از ماست».
8- عبدالله بن مسعود ميگويد: پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمودند:
«لاتذهب أو لا تنقضي الدنيا حتى يملک العرب رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي» .
در روايت ديگر آمده است: «يواطئ اسمه اسمي واسم أبيه اسم أبي» .
«دنيا به پايان نميرسد تا اينکه مردي از اهل بيتم که هم اسم من است حکومت عرب را بدست گيرد».
يا «اسم او و پدرش مثل اسم من و پدرم است».
احاديث مسلم و بخاري متعلق به مهدي
1- ابوهريره ميگويد: پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمودند: «کيف أنتم إذا نزل ابن مريم فيکم وإمامکم منکم» .
«حال شما چگونه خواهد بود وقتي که عيسى ابن مريم نازل شود و امام و رهبر شما از خودتان باشد».
2- جابر بن عبدالله ميگويد: از پيامبر خدا شنيدم فرمودند «لاتزال طائفة من أمتي يقاتلون على الحق ظاهرين إلى يوم القيامة» قال: «فينـزل عيسى بن مريم فيقول أميرهم: تعال صل بنا فيقول: لا، إن بعضکم على بعض أمراء تکرمة الله لهذه الأمة» .
«هميشه طائفهاي از امتم در راه حق جهاد ميکنند و اين روند تا قيامت ادامه دارد». فرمودند: «و عيسى بن مريم نازل ميشود و امير شما به او ميگويد بيا برايمان نماز بخوان او ميگويد: نه خداوند به خاطر احترام به اين امت امير را از خودتان قرار داده است».
3- جابر بن عبدالله ميگويد: پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمودند:
«يکون في آخر أمتي خليفة يحثي المال حثياً لا يعده عدد».
«در آخرين انسانهاي امتم خليفهاي ميآيد که مال بيشماري (بر اثر فتوحات و غنائم) بدست ميآورد».
يکي از راويان حديث به نام جريري ميگويد: به ابونضرة و ابوالعلاء گفتم:
به نظر شما اين شخص عمر بن عبدالعزيز نيست؟ گفتند: خير» .
احاديث روايت شده در صحيحين بر دو امر دلالت ميکنند.
1- هنگام نزول عيسى بن مريم -عليه السلام- يک نفر از مسلمانان متولي امرشان است.
2- حضور امير مسلمانان هنگام اقامه نماز و درخواست او از حضرت عيسى -عليه السلام- براي امامت در نماز دلالت بر صلاحيت و هدايت آن امير دارد گرچه در اين روايات صراحتاً نام مهدي برده نشده است. اما صفات مردي صالح را بيان ميکنند که در آن زمان مردم به او اقتدا مينمايند.
احاديث ديگري در تفسير اين حديثها در کتب مسانيد و سنن نقل شدهاند و نام او را محمد بن عبدالله که به او مهدي گفته ميشود معرفي کردهاند. و يقيناً ميدانيد که احاديث تفسيرکننده همديگر هستند.
يکي از اين احاديث را حارث بن اسامه در مسند خود از جابر بن عبدالله روايت ميکند. جابر ميگويد پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود:
«ينـزل عيسى بن مريم عليه السلام فيقول أميرهم المهدي» .
«حضرت عيسى بن مريم نازل ميشود و ميگويد: اميرشان مهدي است».
اين حديث دلالت دارد بر اينکه امير مسلمانان در آخرالزمان که از عيسى -عليه السلام- ميخواهد تا امامت نماز را بپذيرد (طبق حديث صحيح مسلم) مردي به نام مهدي است. شيخ صديق حسن در کتابش «الاذاعه» احاديث زيادي دربارة مهدي آورده است آخرين آنها حديث مذکور در «صحيح مسلم» است او بعد از اين حديث ميگويد: «اين حديث و امثال آن را نميتوان به شخصي جز مهدي منتظر حمل کرد همانطور که آثار و اخبار ديگر بيان کردهاند» .
تواتر احاديث مهدي
احاديث ذکر شده و احاديث ديگري در اين زمينه که به خاطر عدم اطاله کلام آنها را بيان نکردم همه دال بر تواتر معنوي احاديث مربوط به مهدي دارند و برخي از علماء بر اين موضوع صحه گذاشتهاند از جمله:
1- حافظ ابالحسن الآبري ميگويد: «اخبار مربوط به مهدي از پيامبر خدا مشهور و متواتر بوده و تبيين ميکنند که مهدي از اهل بيت پيامبر -صلى الله عليه وسلم- است و مدت حکومتش هفت سال ميباشد. او زمين را پر از عدل و داد ميکند. حضرت عيسى در عهد او نازل ميشود و در قتل دجال او را ياري ميدهد. او امامت امت را در دست دارد و عيسى -عليه السلام- به او اقتدا مينمايد» .
2- محمد برزنجي در کتابش «الاشاعه لاشراط الساعه» باب سوم دربارة نشانههاي بزرگ قيامت و علامتهاي نزديک به وقوع قيامت ميگويد اين نشانهها زياد هستند اولين آنها مهدي است و اذعان دارم که احاديث روايت شده در اين زمينه عليرغم اختلاف رواياتشان بيشمارند» .
او در ادامه ميگويد: «شما ميدانيد احاديث مربوط به خروج مهدي در آخرالزمان و اينکه او از اهل پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- و از اولاد فاطمه است به حد تواتر معنوي رسيدهاند و جايي براي انکار آنها وجود ندارد» .
3- علامه محمد السفاريني ميگويد: «روايات زياد در حد تواتر معنوي دربارة خروج مهدي در بين علماء اهل سنت رايج است به حدي که اين موضوع جزو اعتقادات آنها گشته است».
سپس احاديث و آثار روايت شده درباره خروج مهدي و اسم برخي از اصحاب راوي آن احاديث را ذکر کرده و ميگويد: «از اصحاب نامبرده و از سايرين و همچنين ازتابعين روايات متعددي دربارة خروج مهدي نقل شدهاند که مجموعاً مفيد علم قطعي هستند پس بنا بر رأي علماء ايمان به خروج مهدي واجب و جزو عقائد اهل سنت و جماعت است» .
4- شوکاني ميگويد: «احاديثي که خروج مهدي را به تواتر ميرسانند پنجاه حديث شامل صحيح، حسن و ضعيف ميباشند. پس بدون شک اين موضوع به تواتر رسيده است بلکه در تمام اصطلاحات علم اصول وصف تواتر به کمتر از آن تعداد نيز اطلاق گشته است بعلاوه آثار منقول تصريح شده به خروج مهدي از اصحاب (که حکم مرفوع را دارند) نيز زيادند. بنابراين مجالي براي اجتهاد در اين زمينه باقي نميماند» .
5- صديق حسن ميگويد: احاديث وارده دربارة مهدي عليرغم اختلاف روايات آنها بسيار زيادند وبه حد تواتر معنوي ميرسند که بيشتر در کتب سنن مسانيد و امثال آنها يافت ميشوند» .
6- شيخ محمد بن جعفر الکتاني ميگويد: «احاديث وارده دربارة مهدي منتظر و دجال و نزول عيسى -عليه السلام- به حد تواتر رسيدهاند» .