دست

مهم نیست با چه زبانی صحبت میکنیم. مهم اینه که همیشه دستامون بسوی آسمون باشه و
تنها یه چیز تویه ذهنمون و اونم اینکه با همین دستامون میتونیم از خدا بخواهیم به
ما کمک کنه و گناهمون رو ببخشه.
با همین دستمون میتونیم دست بچه خردسال و یا شخص
کهن سالی رو بگیریم و از عرض خیابون رد کنیم.
با همین دستمون میتونیم کتاب
آسمانی رو بگیریم و چند صفحه از اون رو آروم زمزمه کنیم.
با همین دستمون میتونیم
چند دونه ارزن بپاشیم برای پرستو های مهاجر.
با همین دستمون میتونیم دست یه
مستمندی رو بگیرم و اونو همسفره خودمون کنیم.
با همین دستمون میتونیم تویه باغچه
ی خونه مون گل شقایق بکاریم.
با همین دستمون میتونیم به اونایی که دوستشون داریم
هدیه بدیم.
با همین دستمون میتونیم دستان گرم پدر و مادرمون رو آروم بگیریم و
ببوسیم.
با همین دستمون میتونیم دست دوست خطاکارمون رو بگیریم و از فرش به عرش
برسونیم.
با همین دستمون میتونیم به سر یتیمی دست بکشیم و یا کودکی رو نوازش
کنیم.
با همین دستمون میتونیم ........
منتظر ننشینیم که به ما بگویند با
دستانمان چه کار هایی میتوانیم انجام دهیم.
پی نوشت: این دست رو هیچوقت از یاد نبریم.
به بالی برای پرواز خوش اومدین. همیشه بارانی باشید. منظورم هوای بارانیه نه خود باران. :) به رسم روزگاران قدیم یه تصویر گذاشتم. این روزا مد شده گذاشتن تصویر گوشه وبلاگ. :)
