عید دیدنی متفاوت (1)
بعد از چند سالی دوباره قصد سفر کردم. چون اصلیت ما از آشاق باقا یا همان گمیشان است طبیعتا باید گاه گاهی یاد موطن آبا اجدادیمون میکردم. من و خانواده ام هم قصد سفر کردیم و خواستیم از گذشته و گذشته گانمان یادی کنیم. راستش تقریبا 5 سالی بود که آشاق باقا نرفته بودم هر وقت میرفتم هم بیشتر اوقات تویه خیابون و کوچه های گمیشان پرسه میزدم و یه جور بستنی که با ماست درست شده بود! رو میخوردم کوچیکتر که بودم یادمه ماستو تویه یه پلاستیکی میرختن و میزاشتین یخ ببنده بعد میفروختن ، بستنی خوشمزه ای بود. ساعت 10 قرار گذاشیم با برادم بریم آشاق باقا البته قبل از اون باید میرفتیم پیش برادر سومیم که خونه اش تویه گرگان بود. برای همین از همین جاده ای که از گدم آباد رد میشد سفرمون رو آغاز کردیم ، سفر متفاوت در زمان متفاوت و با وسیله ای متفاوت! خلاصه از سلطانعالی و ساری بخش و حالی آخون گذشتیمو از مسیری از سد وشمگیر رد میشد به سفرمون ادامه دادیم. به ساری بخش که رسیدم یادی ازدوست ارجمندم آقای ظهری کردم. به سد وشمگیر که رسیدیم چند تا عکس خونوادگی انداختیم و بعد دوباره راهی شدیم ولی چه عجایب منظره ای ! چه آب آرامی که وزیدن نسیم زیباترش میکرد. بعد از طی مسافتی به آق قلا شهر عشق رسیدم راستش من شهر آق قلا رو شهر عشق ، شهر شعر و شاعری و انسانهای اهل دل میدونم از آق قلا خوشم میاد. از پل جدید که داشتم رد میشدم چشمم به پل قدیمی خورد یاد دوستانم که تویه آق قلا بودن افتادم از تویه دلم به همه اونا سلام رسوندم.
ادامه داره .................. الان دارم میرم عید دیدنی.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 11:57 توسط امین
|
به بالی برای پرواز خوش اومدین. همیشه بارانی باشید. منظورم هوای بارانیه نه خود باران. :) به رسم روزگاران قدیم یه تصویر گذاشتم. این روزا مد شده گذاشتن تصویر گوشه وبلاگ. :)
